در آشفته بازار خواب بازی ام , دستت را در دستان مسیح دیدم , به سوی کعبه روانه بودید
سعی در صفا می کردید و شیطان تو را سنگ می زد .
هیچ وقت سفید به تو نمی آمد , ادای فرشته ها در نیاور شیطان من . . .
از خواب که پریدم اس ام اس ات اعصابم را بهم ریخت , نوشته بودی "دوستت دارم"
میخواهی باور کنم ؟؟؟
سعی در صفا می کردید و شیطان تو را سنگ می زد .
هیچ وقت سفید به تو نمی آمد , ادای فرشته ها در نیاور شیطان من . . .
از خواب که پریدم اس ام اس ات اعصابم را بهم ریخت , نوشته بودی "دوستت دارم"
میخواهی باور کنم ؟؟؟
No comments:
Post a Comment